عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

443

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كرد ؟ گفت : يا روح اللَّه از دو هزار و هفتصد سال باز هنوز در مطالبت حساب نيم دانك سيم‌ام كه يتيمى را در گردن من بوده است ، و هنوز ازين مطالبت فارغ نگشته‌ام ، اين بگفت و به خاك فروشد . يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ - ربّ العالمين استحقاق ورثه در ميراث از دو روى پديد كرد ، و فرمود : يكى از روى فرض ، و ديگر از روى تعصيب و استحقاق . از جهت تعصيب قوىتر است از آنكه از جهت فرض ، نه‌بينى كه غايت ميراث عصبه استغراق مال است بكليّت ، و غايت فرض تا دو سه يك بيش نيست ؟ آن گه شرع ميفرمايد كه : در حال قسمت ابتدا بر فرض كنيد كه اصحاب قروض در استحقاق ضعيف‌ترند . و ذلك فى قوله ( ص ) : « ما ابقت الفرائض فلأولى عصبة ذكر » . اينست سنّت خداوند جلّ جلاله در آن آيت كه گفت : ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . كتاب و دين خويش كه بنده‌اى را داد بلفظ ميراث گفت ، از آنكه ميراث عطيّتى الهى باشد بىرنج و كسب بنده ، پس « ظالم » فرا پيش « سابق » داشت ، و ظالم لا محاله از سابق ضعيف‌تر است و بىمايه‌تر ، امّا شكسته دل است و نوميد رنگ ، وقت وى مدافعت بر نميدارد ، و كرم ربوبيّت اقتضاء ضعيف نواختن و بى وى كار وى ساختن مىكند ، سبحانه ما ارأفه بعبده . امّا آنچه گفت : لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ، اشارت مىكند كه اين كار نه بقياس بندگان است ، و نه حدّ اوهام و افهام ايشان است ، كه اگر قياس بودى حظّ مادينه دو چند نرينه بودى كه عجز و ضعف و انوثت از روى قياس اقتضاء تفضيل مىكند ، لكن حكم او جلّ جلاله نه علّت را در آن جاى است ، و نه چون و چرا را در آن راه . نه كس را بر آن اعتراض ، و نه خلق را از آن اعراض . شهريست بزرگ و من به دو در ميرم * تا خود زنم و خود كشم و خود گيرم